روزگار من ايراني

ژوئیه 20, 2007

Johnny B. Goode, Chuck Berry

دسته‌بندی شده در: آهنگ های ماندگار — کامران معتمدی @ 12:55 ب.ظ.

جانی بی گود *

اثر : چاک بری

تاریخ ارائه : 1958

زمان : 2:40 دقیقه

آهنگ » جانی بی گود » اولین آهنگ راک اند رولی بود که به موضوع ستاره شدن در موسیقی راک اند رول پرداخت و هنوز هم معروف ترین آهنگ راک اند رول است که در خصوص این موضوع خوانده شده است . آهنگی که حکایت داستان معروف » رویای آمرکایی » است. پسر فقیری که در گیتار زدن مهارت دارد و با کار و تلاش مشهور می شود . که البته به نوعی شبیه زندگی خود چاک بری است . پسر فقیری که تنها گیتارش را داشت و می خواست که مشهور شود. او در سال 1955 در یک آرایشگاه کار می کرد و هر از گاهی نیز در یک گروه کوچک جز گیتار می نواخت. تا اینکه روزی » مادی واترز(1915-1983) » را دید که یکی از بزرگترین ستاره های موسیقی بلوز آن زمان بود . واترز او را به صاحب استودیوی «چس » معرفی کرد و اینگونه بود که جانی سه سال بعد دومین خواننده مشهور سبک راک اند رول بعد از الویس پرزلی بود. با این تفاوت که بری ترانه و آهنگ هایش را خودش می نوشت. چیزی که الویس پرزلی به اعتراف خودش آرزو داشت تا بتواند مثل چاک احساساتش را بیان کند .

بری این آهنگ را در سال 1955 نوشت و سه سال بعد آن را منتشر کرد. بری ایده  و اسم جانی در آهنگ را از » جانی جانسن » ** که نوازنده ی پیانو بود و چندین آهنگ را هم برای بری ساخته بود گرفت. چاک در سال 1953 به » گروه 3 نفره آقای جان ( جانسون ) » پیوست و در مدت کوتاهی عضو کلیدی و خواننده ی اصلی گروه شد . بعدها و در سال 200 جانسون از بری به خاطر آنکه حق و حقوق وی را در آهنگ های مشترکشان به طور کامل پرداخت نکرده است به دادگاه شکایت کرد، ولی این پرونده در سال 2002 مختومه اعلام شد و با رای دادگاه هیچ حکمی علیه بری صادر نشد، چرا که زمان زیادی بین ضبط آهنگ ها و شکایت به داد گاه گذشته بود . بری ابتدا می خواست این آهنگ را در خصوص پسری رنگین پوست ( در اینجا سیاه پوست ) بخواند ولی بعدا آن را به پسری فقیر تغییر داد، به خاطر آنکه بتواند آهنگش را از رادیو پخش کند . بری بعدها آهنگی را در ادامه این آهنگ خواند که » خداحافظ جانی » نام داشت .

جانی فارغ التحصیل دانشگاه در رشته ی آرایشگری بود ولی همان طوری که در ترانه ی این آهنگ می خواند هیچگاه به خوبی خواندن و نوشتن یاد نگرفت .

از اتفاقات جالب در خصوص چاک بری آن است که روزی کیث ریچاردز در یکی از شوهای بری به پشت صحنه می رود و بری که او را نمی شناخته او را با افراد مزاحم اشتباده گرفته و کتکش می زند .

آهنگ » جانی بی گود » آهنگ بسیار معروف و محبوبی در بین آمریکاییان است و در تمام این سالها مورد ارجاعات فراوان قرار گرفته است . در سال 1977، ناسا، این آهنگ را همراه با سفینه ی تحقیقاتی خود به عنوان بسته ای که حاوی فرهنگ آمریکایی است به فضا فرستاد، تا شاید روزی بیگانگان ( موجودات فضایی ) چاک بری را بشناسند. همچنین در سال 2004 و در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا، جان کری کاندیدای دموکرات غالبا از تم اصلی این آهنگ در مجامعی که حاضر می شد به نوعی یاد می کرد .

در پایان لازم به ذکر است که این آهنگ تا به حال توسط بالغ بر 50 خواننده و گروه موسیقی مورد بازخوانی مجدد قرار گرفته است. که از معروف ترین افرادی که این آهنگ را بازخوانی کرده اند می توان به الویس پرزلی، جوداس پریست، جیمی هندریکس، التون جان، ای سی / دی سی، بیتلز و … اشاره کرد .

 

 

 

پی نوشت

*گود (Goode)، نام خیابانی در شهر سنت لوئیس در ایالت مزری آمریکاست . خیابانی که چاک بری در سال 1928 در آن متولد شده است. ( البته در بعضی منابع ذکر شده است که او در سن خوزه ی کالیفرنیا متولد شده است )

** جانی جانسون، فرد بسیار قابل احترامی در بین موسیقیدانان بود. او تا پیش از مرگش با افراد بزرگی چون، کیث ریچاردز، اریک کلپتن، جان لی هوکر و … کار کرد. وی در سال 2005 در سن 80 سالگی درگذشت .

Respect, Aretha Franklin

دسته‌بندی شده در: آهنگ های ماندگار — کامران معتمدی @ 12:53 ب.ظ.

احترام

اثر : ارثا فرنکلین

تاریخ ارائه : سال 1967

زمان آهنگ : 2.26 دقیقه

 

آهنگ » احترام » از » ملکه ی موسیقی سول » آهنگی بسیار زیبا و خاطره انگیز است. فرکلین متولد سال 1942 آمریکاست و خواننده ای است که با آهنگ هایی در سبک های سول و گاسپل مشهور شده است. اوج شهرت وی با خواندن آهنگ » احترام » در سال 1967 آغاز گردید . آهنگی که اولین بار حدود دو سال قبل از فرنکلین یعتی در سال 1965 توسط خواننده ی مشهور دیگری همچون » اوتیس ردینگ » اجرا شده بود . اجرایی که بسیار ساده بود و اجرای فرانکلین بسیار زیباتر از آن است، ایده ی بازخوانی این آهنگ از آن خود فرنکلین بود و جنان اجرای موفقی از این آهنگ ارائه داد که برای همیشه آن را به نام خود ثبت کرد. «احترام»، آهنگی که در آن فرنکلین دائما با لحنی عاشقانه ذره ای احترام را از همسر خود تقاضا می کند. ضمن آنکه او قسمتی را هم به شعر افزود، خطی که می گووید : » اوه ( اینان در مقابل من سخت ایستاده اند و … ) «. نسخه ی بازخوانی شده ی آهنگ » احترام که توسط فرنکلین به نوعی در دفاع از فعالیت های سیاهان آمریکا، فمینیسم و آزادی های جنسیتی اجراشده است . تهیه کننده ی این آهنگ در باره تفاوتهای موجود در نسخه فرنکلین می گوید : » فرنکلین مفاهیمی که در اجرای ردینگ بود را گرفت و آن طوری که می خواست تغییر داد، آنها را عمیق و قوی تر کرد » وی همچنین به حرارت صدای قوی و زیبای فرنکلین و تغییراتی که او در متن ترانه ایجاد کرده اشاره می کند و آنها را از عوامل مهم موفقیت و محبوبیت این آهنگ می داند. همچنین از انجمنهای فمنیسیتی گرفته تا یک دو جین فیلم های سینمایی ( از جمله «پلاتون» و » فارست گامپ») و غیره این آهنگ را بارها و بارها مورد استفاده قرار داده اند .

نوازندگی های این آهنگ مربوط به نوازندگان جوان و تازه کار 4 استودیو در ایالت تنسی آمریکاست که اولین کار مهم شان بود که انجام می دادند . ضمن انکه خود فرنکلین در این آهنگ پیانو می نوازد .

ارثا فرنکلین دومین خواننده بعد از » الیسن کراوس » است که بیشترین افتخارات را در جایزه گرمی دارد و بیش از همه تحسین شده است . او تا به حال 19 جایزه از گرمی دریافت کرده است که یازده جایزه آن متعلق به بخش بهترین خواننده زن سبک آر اند بی است که زمانی به جایزه ارثا فرنکلین معروف شده بود. فرنکلین توانسته است تا به حال دو آهنگ از خود را به صدر جدول بهترین ها بکشاند، یکی آهنگ » احترام » که متعلق به دهه ی 60 است و دیگری آهنگی به نام » می دونستم، که منتظرم بودی » که اجرایی دو نفره به همراه » جورج مایکل » است .

پیش از آنکه ارثا فرنکلین لقب ملکه ی موسیقی سول را از آن خود کند، » ادا جیمز » مشهور ترین خواننده این سبک بود. پس از آنکه آهنگ » احترام » روانه ی بازار گردید، جیمز تلاش زیادی کرد تا شهرت از دست رفته ی خود ر احیا کند . او تلاش کرد تا با بازخوانی آهنگ دیگری از اوتیس ردینگ به نام » امنیت« در این راه قدم بردارد، ولی شانس با او یار نبود و به هیچ وجه نتوانست اجرا خوب و موفقی از این آهنگ ارائه دهد .

 

پی نوشت :

موسیقی سول یکی از ژانرهای موسیقی است که در اواخر دهه ی 1950 در آمریکا پا گرفت و تا اواخر دهه ی 80 جزو ژانرهای محبوب و پرطرفدار موسیقی بود. موسیقی که از تلفیق آر اند بی و موسیقی گاسپل درست شده و به نوعی بازگو کننده تغییراتی است که سیاهان آمریکا در ساختار موسیقی غالب خود ارائه دادند. آنها هر چه بیشتر سعی می کردند تا موسیقی را از استفاده های مذهبی در مراسم دور کنند و در ضمن میزان احساسات موجود در آن را از موسیقی بلوز بیشتر کنند. در موسیقی سول از سازهای درام، کیبورد و شیپور بسیار استفاده می شود و جزو ارکان این سبک از موسیقی است .

 

What’s Going On -Marvin Gaye

دسته‌بندی شده در: آهنگ های ماندگار — کامران معتمدی @ 12:51 ب.ظ.

چه خبر شده ؟

اثر : ماروین گی

تاریخ ارائه : 1971

آهنگ چهارم ( مطابق با بهترین آهنگ های مجله ی رولینگ استون ) از آن «ماروین گی » است. آهنگی ساخته ی «رینالدو بنسن «و » آل کلیولند «، که بعدا ترانه ی آن توسط ماروین گی سروده شد و تنظیم مجدد گردید . آهنگی که بسیار شبیه کارهای سبک جز است . قطعه ای فراموش نشدنی و زیبا که متعلق به آلبومی به همین نام است و پس از ارائه در بازار تا مقام دوم جدول آهنگ های پاپ و مقام نخست جدول موسیقی آر اند بی بالا آمد. آهنگی که ماروین آن را در اوج اختلافات خانوادگی با همسرش و غم از دست دادن دوست نزدیک و همکارش ( تمی ترل ) به اوج موسیقی موتون رساند. ماروین با این آلبوم خود بیانیه ای سیاسی ولی به روشی هنرمندانه صادر کرد، چیزی که موسیقی موتون از آن تنفر داشت. ولی ماروین ان قدر قدرت و نفوذ داشت و آن قدر محبوب بود که بتواند به این ساختارشکنی دست بزند. شاید آین آهنگ را بتوان اولین آهنگ سبک موتون نامید که نوعی بیانیه ی سیاسی و انتقادی است . بعدها » استیوی واندر « و » تیمتیشن » نیز آهنگی هایی با اندیشه های رادیکال و انتقادی خواندند تا آنان نیز دنباله روی ماروین برای خروج از فضای غالب موسیقی موتون در دهه های 50 و 60 باشند . ماروین در این آهنگ از ارکستر استفاده کرده( پیانو، درام، کیبور، گیتار، گیتار بیس و ساکسیوفن)، که این هم یکی دیگر از ساختارشکنی های او در موسیقی موتون است، چرا که تفکر غالب بر این موسیقی از پرداختن به جزییات بیزار بود. البته پس از ساخته شدن آهنگ و ارائه آن به بازار در بین اغلب موتون کارها !مورد استقبال قرار گرفت.

به نظر می رسد گرچه ماروین سعی کرده تا به مفهوم و مضمونی که این آهنگ منتقل می کند جنبه ای عام دهد، ولی نفرت او از جنگ و انتقادهای فراوان او به جنگ ویتنام باعث شده تا اینگونه استنباط شود که وی صرفا جوابی به جنگ داده است. او در این آهنگ جنگ را به هیچ وجه راه حل مناسبی نمی دادند و مادر، پدر و برادر خود را مخاطب قرار داده است. ماروین روزنه های امید را می بیند و جنگ با تمام کثیفی اش برای او پایان نیست . او همچنین به اعتصابات اجتماعی و پلاکاردهای افراد معترض نیز اشاره می کند. و در مقابل خشونت تنبیهی که حکومتها حواله ی این افراد می کنند، از راه حل آرام و صلح طلبانه ی گفتگو صحبت می کند . ماروین متن ترانه ی آن آهنگ را بر اساس داستانی که برادرش از جنگ ویتان برای او تعریف کرده بود سروده بود .

ماروین گی علاوه بر موسیقی استعداد قابل ملاحظه ای در فوتبال نیز داشت و گرچه هرگز در لیگ فوتبال آمریکا بازی نکرد، ولی دوستان زیادی در بین بازیکنان فوتبال داشت. آهنگ » چه خبرا ؟ » آهنگی بود که او و دوستانش در مواقع خوش آمدگویی به یکدیگر بسیار استفاده می کردند . البته هواداران این آهنگ افراد زیادی هستند و این مقام فاخر در مجله ی رولینگ استون نیز به هیمن دلیل است . به عنوان مثال، کمی پیش از حمله تروریستی و فاجعه آمیز یازده سپتامبر تعدادی از خوانندگان از جمله بونو، میکل استایپ، جنیفر لوپز و کرستینا آگیولرا این آهنگ را ضبط کردند تا از عواید آن برای تحقیقات در خصوص بیماری ایدز در آفریقا استفاده شود. ولی پس از آن حمله آنها نظرشان را تغییر دادند و نیمی از عواید فروش این آهنگ را به قرانیان این حمله اختصاص دادند و نیم دیگر را به همان منظور اصلی.

تا پیش از این آلبوم و آهنگ بیاد ماندنی اش، آلبوم های ماروین گی مثل اکثر موسیقی های موتون در درجه دوم اهمیت قرار داشت. و غالبا تک آهنگ ها بود که فروش خوبی داشت و از اقبال عمومی بهتری برخوردار بود. اما آلبوم » چه خبرا ؟ » اولین آلبوم ماروین بود که به فروش بالایی رسید .

بازخوانی و اجرای دوباره این آهنگ در سال 1987 توسط » سیدنی لاپر » یکی از موفق ترین و جالب ترین بازخوانی های این آهنگ است . چرا که در ابتدای آهنگ صدای شلیک گلوله هایی که یادآور جنگ ویتنام است شنیده می شود .

ماروین در تمام عمر به دنبال موسیقی بود و این آهنگ را هم با مایه های فکری لطیف و صلح طلبانه اش نوشت. اما صلح همواره از او گریزان بود. تا اینکه بالاخره در سال 1981 در طی یک جر و بحث خانوادگی توسط پدرش به قتل رسید.

اشاره : موسیقی موتون، تلفی از موسیقی پاپ و آر اند بی است که توسط سیاهان ایالت دیترویت آغاز شده است .

I Can’t Get No) Satisfaction)

دسته‌بندی شده در: آهنگ های ماندگار — کامران معتمدی @ 12:49 ب.ظ.

رضایت

اثر : گروه رولینگ استون

تاریخ ارائه : 1965

در اواسط یکی از شبهای ماه می 1965 «کیث ریچارد » نگهان از خواب می پرد، گیتار خود را در دست می گیرد، ضبط صوت را روشن کرده، و ملودی آهنگ » رضایت » را می نوازد و بعد می خوابد. اینگونه بود که یکی از مهم ترین آهنگهای راک پدید آمد. او بعدها در مصاحبه ای گفت که اگر به آن نوار گوش دهید، در نصف آن، من گیتار زده ام و در بقیه ی آن خرناس کشیده ام. سپس سر » مایکل فیلیپ جگر » معروف به » مک جگر » ترانه آهنگ را فردای آن روز در کنار استخر متل در طی10 دقیقه نوشت. جگر در همان 10 دقیقه سعی کرد تا تمام سوادگری های جامعه ی آمریکا را بیان کند. اینگونه بود که زوج جگر ریچارد ( تیمی که غالب بر 40 سال است که در تولید ترانه با هم همکاری می کند و شاید بتوان آنها را تنها در کنار زوج موفق مک کارتنی- لنون قرار داد ) (1) با همکاری بریان جنز ( ریتم گیتار )، بیل وایمن ( بیس ) و چارلی واتز ( درام ) این آهنگ زیبا و  بیاد ماندنی را خلق کردند، تا اولین تک آهنگ رولینگ استون باشد که به صدر پر فروش ها می رود. البته ریچارد چندی بعد، از ساختن آهنگ پشیمان شده بود. ولی خوشبختانه پشیمانی او در مقابل استمرار جگر خنثی شد. جگر در سال 1968 در مصاحبه با مجله ای فرانسوی زبان در خصوص تولید این آهنگ گفت : » این آهنگ بسیار شبیه آهنگ های فولکلر است، زمانی که ما اولین بار برای ضبط به استودیو رفتیم، انگار کیث آن را دیگر خیلی دوست نداشت، به نظرم او فکر می کرد که این کار چندان مهمی نیست و ارزش ضبط کردن ندارد . » 5 روز پس از شبی که ریچارد خواب دیده بود و ملودی این آهنگ را نوشته بود، آنها آهنگ را ضبط کردند و سه هفته بعد بعنوان تک آهنگ در بازار آمریکا عرضه شد. آنها می خواستند که کارشان اول در آمریکا ارائه شود و سپس در انگلستان. چرا که به واسطه ی حضورشان در تور کنسرت های آمریکا می خواستند تا بر نحوه ارائه در انگلستان هم نظارت داشته باشند .

ریف گیتارها در این اهنگ بسیار شبیه آهنگ » رقص در خیابان » اثر گروه » مارتا و وندلس «(2) است. چیزی که کیث ریچارد همواره بابت آن نگران بود.

متن ترانه ی این اثر از نگاه انسانی است که به آمریکا نگاه می کند. و در آن دو وجه را تشخیص می دهد . وجه حقیقی و وجه ساختگی. جگر که در تور آمریکا بشدت از سوداگری موجود در آمریکا کلافه و خسته شده بود، این شعر را در نقد روح حاکم بر آمریکا نوشت .

مک جگر در خصوص این آهنگ می گوید : » مردم غالبا در خصوص آهنگ های بزرگ اغراق می کنند، با این حال به نظرم این آهنگی بود که رولینگ استون را ساخت و ما را به گروهی بزرگ و مشهور تبدیل کرد. شما همیشه به یک آهنگ بزرگ نیاز دارید. آمریکا جای بزرگیست و ما هم آمریکایی نیستیم، ما به این آهنگ واقعا نیاز داشتیم، آهنگ ها در آمریکا جهانی می شوند. حالا دیگر این اثر همچون امضایی شناخته شده برای ماست. امضایی که فقط به نام رولینگ استون است . در این آهنگ ما روح زمانه ی خود را تسخیر کرده ایم، چیزی که در آن روزگار و برای چنین آهنگ هایی بسیار مهم بود . «

گروه های زیادی این آهنگ را دوباره خوانده و اجرا کرده اند . از «اوتیس ردینگ » گرفته تا «برتنی اسپیئرز» که البته موفق ترین اجرا متعلق به اوتیس ردینگ است و اجرای اسپیئرز مورد تایید جگر قرار نگرفته است . از دیگر بازخوانی های نسبتا موفق این اثر می توان به سال 1994 و جایزه سالانه موسیقی انگلستان اشاره کرد که این آهنگ توسط «بیروک » و » پی.جی.هاروی» اجرا شد.

در پایان لازم به ذکر است که اجازه انتشار و استفاده از حقوق این آهنگ از سال 2006 به بعد به هیچ کدام از اعضای گروه رولینگ استون تعلق ندارد. چرا که آنها طی قراردادی و به خاطر فرار از مالیات سنگین در انگلستان حقوق این آهنگ و تمامی اهنگ هایی که تا سال 1969 ساخته اند را واگذار کرده اند .

 

1-    به آنها دوقلوهای گلیمر نیز می گویند.

2-    » مارتا و وندلس «( 1960-1972)، یکی از موفق ترین گروه های موسیقی در سبک » موتون » ( چیزی شبیه بلوز که اولین بارها سیاهان ایالت دیترود آن را بنا نهادند ) بود.

3-    «اوتیس ردینگ «( 1941 1967 )، موسیقی دان و ترانه سرای آمریکایی سبک سول .

4-    » پی.جی.هاروی»( پلی جین هاروی )، خواننده انگلیسی سبک راک

Imagine

دسته‌بندی شده در: آهنگ های ماندگار — کامران معتمدی @ 12:46 ب.ظ.

تصور کن

اثر : جان لنون

شاید هیچ آهنگی 3 دقیقه ای در جهان( البته جهان موسیقی غیر کلاسیک غربی ) به زیبایی و تاثیر گذاری این آهنگ وجود نداشته باشد . امروز و در دومین نوبت از سری آهنگ های ماندگار موسیقی غربی کمی درباره آهنگ » تصور کن » از جان لنون بزرگ ( که در آن موقع 31 ساله بود ) خواهم گفت .

جان لنون با جدا شدن از گروه بیتلز دوره ی جدیدی را آغاز کرد . دوره ای که سراسر بود از مزاحمت برای سیاسیون . دوره ای که در آن جان لنون خود را به عنوان یکی از اعضای شناور نهضت های آوانگارد در موسیقی ثبت کرد و دوره ای که با کارهای معترضانه ی خود در زندگی شخصی و حرفه ای اش بر روی طنابی باریکی راه می رفت که هر گاه احتمال سقوط را داشت، ولی هرگز سقوط نکرد، چرا که خالص بود و رو راست . آهنگ » تصور کن » آینه ی تمام نمای منش و رفتارهای او در زندگی است .

آهنگ » تصور کن » اولین آهنگ از آلبومی به همین نام است که دومین آلبوم جان لنون جدا شده از بیتلز است . آهنگی فوق العاده زیبا و فراموش نشدنی ، سرشار از اندیشه های انسان دوستانه، قابل احترام و جهان شمول که نشان از درک و بینش خود جان لنون به جهان دارد .

لنون در این آهنگ، جهانی زیبا را برای مخاطب خود به تصویر می کشد، جهانی که در آن از جنگ خبری نیست و جهانی که انسانها از هر فرقه و نژاد و مذهب می توانند در کمال صلح در کنار هم زندگی کنند. شاید هیچ آهنگی را نتوان پیدا کرد که در عین لطافت اینقدر نیشدار و رادیکال جهان اطراف را به زیر تیغ تند نقد خود بکشد. اما این چیزی است که از جان لنون بسیار دیده ایم. همه چیز در این آهنگ درنهایت آرامش و پاکی است. از متن ترانه تا موسیقی آهنگ تا ویدیو کلیپ آن، همه و همه در کنار هم مجموعه ای زیبا خلق کرده است که جان لنون افسانه ای خالق آن است .

آهنگ » تصور کن » بدون شک معروفترین آهنگ جان لنون است . ترانه ای که جان لنون در آن اتوپیای خود را برای مخاطبانش متصور می شود . موسیقی این آهنگ هم بسیار تاثر گذار است. پیانو عمیق و آرام و احساساتی نواخته می شود و ترانه هم همچون آهنگ بسیار ساده است . این آهنگ لنون را شاید بتوان تکمیل کننده پیامی که او با آهنگ » هر آنچه نیاز داری، عشق است » می داد، دانست .

لنون در خلال تصویر دنیای آرمانی خود در این آهنگ از ما سوال می کند ؟ » آیا فکر می کنید که من یک خیال پردازم ؟ » و بعد از آن جایی می گوید : » نه من تنها نیستم «. ( تنها کسی نیستم که اینگونه فکر می کنم و اینگونه می خواهم ) . » یوکو انو » در خصوص این آهنگ می گوید : » لنون عمیقا اینگونه فکر می کرد، او با سرودن و اجرای این آهنگ خواست تا اندیشه هایش خود را با دیگران در میان بگذارد . »

آهنگ » تصور کن » شاید یکی از محبوب ترین آهنگ های دنیاست . بطوریکه جیمی کارتر رییس مهور اصلاح طلب آمریکا در ایباره ی این آهنگ می کوید : » در بسیاری از شکور های جهان شما می توانید آهنگ تصور کن جان لنون را بشنویذ که مردم آن شکور همچون سرو ملی کشور خود آن را می خوانند » . آهنگی که بارها توسط دیگر خوانندگان باز خوانی شده است، از جمله گروه » یرفکت سایکل » و » جون بائز «، که شاید بهترین بازخوانی آن متعلق به » جون بائز » خواننده ی رادیکال، منتقد و معترض آمریکایی باشد. البته در ایران نیز این آهنگ همواره طرفداران خود را داشته است، تا جایی که یغما گلرویی نیز ترانه ای را با شباهت بسیار زیاد و  ملهم از این ترانه سروده است .

در تمام این سالها این آهنگ مورد ارجاعات و استفاده های بسیاری قرار گرفته است. یکی از بهترین و جالب ترین آنها نام گذاری فرودگاه لیورپول به نام وی است که بر روی سقف آن هم قسمتی از ترانه ی این آهنگ ( بالای سرمان تنها آسمان باشد ) حک شده است .  ضمن آنکه آهنگ رسمی سازمان بین المللی حقوق بشر و عفو عمومی نیز هست .

در آخر آنکه، این آهنگ زیبا و به یاد ماندنی که همیشه با آن می توان در دنیایی زیبا و آرمانی گردش کرد، در یک زمان غمگین ترین آهنگ جهان بود. زمانی که یک هفته پس از قتل فاجعه آمیز جان لنون در تلویزیون آمریکا به یاد او صفحه سیاه شد و متن ترانه با رنگ سفید بر روی صفحه ی مشکی ظاهر شد. جان لنون به قتل رسیده بود. قاتل که از طرفداران او بود به قصد خود رسید . او یک افسانه شد، افسانه ای که برای همیشه در دنیای موسیقی مانگار خواهد بود. ولی آیا اگر زنده می ماند و اینگونه به قتل نمی رسید، الان چنین مقامی نداشت ؟

همچون یک خانه به دوش

دسته‌بندی شده در: آهنگ های ماندگار — کامران معتمدی @ 12:33 ب.ظ.

همچون یک خانه بدوش

ترانه سرا و آهنگساز : باب دیلان

تاریخ ارائه : جولای 1965

شاید آغاز کار برای یک ستون روزنامه ( منظور روزنامه ی شرق است که از ابتدای انتشار مجدد آن، در ستون ثابتی تحت عنوان آهنگ های ماندگار می نویسم ) که قرار است هر بار یکی از آهنگ های جاودانه ی تاریخ موسیقی را معرفی کند کار راحتی نباشد. بدون شک وقتی در میان اسامی و خاطره های موسیقایی خود مرور می کنیم افرادی چون راجر واترز، گروه بیتلز، باب دیلان، جیمی هندریکس، لد زپلین، کرت کوبین، باب مارلی، کویین و حتی الویس پریسلی و بسیاری دیگر از ذهنمان می گذرند. و آن وقت است که می فهمیم با کاری بس دشوار و شاید خطرناک روربرو هستیم. در میان تمامی بزرگانی که نامشان را بردم و یا نبردم، یکی از همه برایمان تازه تر است و او باب دیلان بزرگ است. تازه است چرا که سال گذشته برنده جایزه گرمی شد. و با آلبوم » زمانهای نو » نشان داد که هنوز می تواند خوب کار کند و خوب بخواند. حتی اگر صدایش طراوت جوانی خود را از دست داده باشد. با این حساب اگر قرار باشد تا از دیلان انتخاب کنیم، گرچه کارمان ساده نیست ولی آهنگی دارد که همواره درخشیده است . » همچون یک خانه بدوش » .دیلان در این آهنگ پای تقابلی جالب را به میان می آورد. قشر متوسط یا به نوعی بورژوا را مورد خطاب قرار می دهد و تنهایی و دوری آنها از اجتماع گسترده ی اطرافشان را یادآوری می کند ؟ و دائما از آنها می پرسد که اگر اینگونه نبودید چگونه فکر می کردید ؟ اگر خانه ای نداشتید و یک خانه به دوش بودید ، چه احساسی داشتید ؟ دیلان در این آهنگ به نوعی ظواهر مصرف گرایانه شهر نشینی را به باد انتقاد می گیرد و در تقابل با قشر مرفه ولی به قول دیلان تنهای جامعه، خانه به دوشی را قرار می دهد که آزادانه به هر کجا می تواند سرکشد .

 اگر سری به مجله معتبر رولینگ استون بزنید و به بخشی که 500 آهنگ برتر را انتخاب کرده است نگاهی بیاندازید چیزی نخواهید دید جز نام دیلان که با آهنگ همیشه جاودانه ی » همچون یک خانه به دوش » در صدر لیست ایستاده است. گرچه اینگونه انتخابها همواره محل مناقشات بسیاری بوده است ولی کمتر دیده ام که اعتراضی به انتخاب این آهنگ به عنوان بهترین شده باشد. از آنجا بود که ما هم به پیروی از این انتخاب، آغاز گر برترین آهنگ های خود را با نام این آهنگ آزین بندی کردیم . به راستی که » همچون یک خانه بدوش » یکی از بهترین آهنگ های راک ( که در عین حا مورد استقبال تعداد زیادی از عامه ی مردم هم قرار گرفت ) همه ی زمانهاست . مجله » رولینگ استون » ابتدا از قول دیلان اینگونه نقل می کند : » من این آهنگ را نوشتم، بی کم و کاست » و سپس ادامه می دهد : » باب دیلان، با این کلمات است که آهنگ خود را پس از ساخت و ضبط در جون 1965 توصیف می کند . و به راستی شاید هیچ توصیفی بهتر برای این ساخت و اجرای انقلابی توسط یک جوان 24 ساله نیست . » آل کوپر » نوازنده ارگ در این آهنگ آن روز ها را اینگونه بیاد می آورد : » هیچ طرح از پیش نوشته شده ای نبود، تمام اصواتی بود که گوشمان آنها را می شنوید . هیچ برنامه ریزی خاصی برای این آهنگ نداشتیم، کاملا بی قل و قش بودیم، واقعا این آهنگ یک اتفاق بود . »

آنچه امروز می توان درباره این آهنگ گفت، نکاتی است که برای اولین بار در این آهنگ اتفاق افتاده است و دیگران بعد ها بسیار از این نکات در کارهایشان استفاده کرده اند . نکاتی همچون : زبان احساسی و امپرسیونیستی* دیلان با لحنی که تماما متعلق به خود اوست وقتی که می خواند » چگونه به نظرت می آد؟ «، صدای ملکوتی ارگ ِ کوپر و اصوات مارپیچ گون و حلزونی گیتار ِ مایک بلوم فیلد . شاید هیچ آهنگی تا به حال اینقدر قوانین تجاری و میثاق نامه های هنری را به چاش نکشیده و تغییر نداده است .  «

بلافاصله پس از آنکه دیلان این آهنگ را ارائه کرد، در فاصله ی حدودا 1 سال بعد از آن » شر » این آهنگ را در دومین آلبوم استودیویی خود بازخوانی کرد. همچنین جیمی هندریکس نیز یک بار و در مجموعه ای که تازگی از کارهای او انتشار یافته است این آهنگ را بازخوانی کرده است . به غیر از این دو مورد مشهور البته به دیگر بازخوانی ها توسط دیگر افراد نیز می توان اشاره کرد.

از نکات بسیار شاخص در این آهنگ فاصله گرفتن دیلان از خواندن در سبک فولکلر ( که کلمات به سختی شنیده می شوند ) و نزدیکی وی به موسیقی راک است. این نزدیکی آنجا بیشتر از همه حس می شود که کلام و موسیقی پیوند عمیقی با هم پیدا می کنند. بطوریکه همانند آنچه که در بسیاری از موسیقی های سبک راک اتفاق می افتد پیش زمینه و پس زمینه با هم ادغام می شنود، یعنی آنکه کلام و خواننده با هم ترکیب شده و جزیی از بافت صوتی واحدی می شوند که ما به آن گوش می دهیم. البته این نوع نقد به ما کمک چندانی نمی کند چرا که دیلان از آن فراتر می رود. تمامی سازها در این آهنگ اعم از ارگ، پیانو، گیتار الکتریک، بیس گیتار، درامز و دایره همگی جداگانه و در کنار هم مجموعه ای کامل و در عین حال لطیفی خلق می کنند، ولی در تمام آهنگ هیچ کدام از سازها بر صدای دیلان غلبه نمی کنند. در حقیقت تمامی این سازها پس زمینه ای را می سازند که صدای دیلان به وضوح در پیش زمینه ی آن قرار دارد. تمامی کلمات ترانه و حتی نحوه ی ادا و لحن دیلان به روشنی تمام در این اهنگ قابل شنیدن است و موسیقی هرگز مانع آن نمی شود . نکته ای که از این امر متبادر می گردد، توجه و تاکید بسیار بر روی ترانه است . ترانه ای که جزیی کلیدی از ساختار کل آهنگ است و باید مفهوم و معنی آن درک شود .

مایکل دیلی ، استاد دانشگاه یورک در تورنتو در یکی از تحقیق های خود که بر روی اجرای خواننده ها و لحن آنها در هنگام خواندن انجام داده بود، 4 سطح ( یا نوع ) خواندن را برای باب دیلان تشخیص می دهد که آخرین آنها در ابتدای سال 1965 آغاز می شود و تا جولای 1966 ادامه پیدا می کند . ( توصیف و شرح و بسط بیشتر مقاله ی مذکور در این مقال نمی گنجد .)  دیلی این شیوه ی خوانندن را معروف ترین سبک خواندن دیلان می داند . وی وجه مشخص این سبک از خواندن را لغزشهای زیاد در زیر و بم های صدا و دکلماسیون آزاد و ریتمیک متن می داند. شیوه ای که در جایی مابین خواندن ترانه و سخنرانی قرار می گیرد . او این دوره از خواندن دیلان را زمانی می داند که وی یکی از موفق ترین اثر های خود را ( به اعتقاد بسیاری از منتقدین بهترین اثر تمام دوران خوانندگی اش ) چه به لحاظ تجاری و چه اقبالی که منتقدین به آن نشان دادند ( همین ترانه همچون یک خانه به دوش ) خلق می کند.

 

*اصطلاح امپرسیونیستی در موسیقی به یک سبک از ساخت قطعات هنری اطلاق می شود که نظم و ترتیب ساختار و تم آهنگ به شدت تابعی از افکت های هارمونیک است .

پوسته: Silver is the New Black. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.